جمعه 31 اردیبهشت 1389
نویسنده: Bokken
چند کلام از نویسنده: شایسته است خواننده پس از خواندن این مطلب،
با این شی عجیب آشنا گردد!
خواندن مطلب
جریان برمیگرده به شنبه 89/1/28 روزی که دو تا امتحان داشتیم.زیست + تاریخ.امتحان تاریخ زنگ اول بود و زنگ سوم امتحان زیست داشتیم.زنگ دوم هم شیمی داشتیم.فصلی که قرار بود زیست امتحان بگیره یکی از تخس ترین فصل هاست.فصل 9 کتاب زیست 2 ، تولید مثل گیاهان.
ادامه مطلب
جمعه 3 اردیبهشت 1389
نویسنده: Bokken طبقه بندی: جدی،
در زمانهای قدیم زنی زندگی می کرد که بسیار زنی بخیل بوده است و در داد و
ستد هیچ وقت رعایت انصاف نمی کرد.
او از همسایه ها گاه پیمانه ای لباب پر از گندم و یا جو قرض می کرد , اما
در هنگام اعاده تنها نیمی از آن را بر می گرداند
روزی از روز ها و طبق عادت همیشگی پیمانه نیمه پر گندم را به همسایه اش
باز گرداند .
همسایه که از بی انصافی او در پرداخت بدهی سخت ناراحت بود او از زیر لب
نفرین کرد: "الهی پیمانه ات واژگون شود و تو زیرش بمانی".
با این نفرین پیمانه زن تنگ چشم بر سرش برگشت و اورا به صورت لاک پشتی در
آورد . پیمانه او گویا یک چاناق (ظرف چوبی با لبه های زشت) بوده است .
پیشینیان می گویند که نسل لاک پشت از این زن پدید آمده است . از این رو
ترکمن ها هیچ وقت لاک پشت را نمی کشند زیرا منشا آن را منتسب به آدم می
پندارند.
منبع: برگرفته از پایان نامه استاد فرهاد قربان زاده
دانشگاه پیام نور بندرترکمن

یکی از آرزو های من، داشتن Harley-Davidson ـه! چه موتوری! چه چرخایی! چه صندلی! چه هیکلی!!!
بالاخره روزی خواهد رسید که من و مبین (بالایی) سوار بر این جیگر(!)، یه ایران گردی درست و حسابی می کنیم!
راه بازه و جاده دراز! فعلاً که گروهش رو تشکیل دادیم! :d
در ادامه یه سری عکس از این جون-جونی مشاهده می کنید...
ادامه مطلب