دنیایا گلنیمدن ، آیاق اوستونده یوریمدن ، یولو چیغانیمدان
دنگیزین قابدالیندا دورمدان ، گون باتان چیغان وقتیندان
آغلامدا ، گولمده ، کبلمده ، هایقیرامدا ، یورتومدا ، اوقیمدا
یارم ، روحم ، سنی گورین ، سنی ایسلین ، هاچان منیم الیمی توتارین؟
تازه ییلینگیز قوتلی بولسون
هوا سرد بود.
حسنی چکش را برداشت، C4 ها
رو آماده کرد، دکمه های پیرهنش رو بست، هدبندش رو سر کرد و روفت به سوی مدسه. (با
توجه به این که این داستان حوادث یکم جلوتر از "حسنی به مدرسه میره" رو
نقل می کنه.)
ادامه داستان
خانم معلم از بچه ها سر کلاس میپرسه شش تا گنجشک روی سیم نشستن،اگه به یکیشون تیر بزنیم چند تا می مونن؟ صفا دست بالا میکنه میگه هیچی،چون همشون میپرن.
خانم معلم میگه : از فکرت خوشم اومد ولی جواب پنج تاست.
صفا می پرسه: خانم،سه تا زن تو پارک نشستن دارن بستنی میخورن،یکی بستنی رو گاز میزنه،یکی لیس میزنه،یکی میکنه تو دهنش در میاره.کدوم ازدواج کرده؟
خانم معلم سرخ میشه،میگه اونکه میکنه تو دهنش در میاره.
صفا میگه: خانم، از فکرتون خوشم اومد،ولی جواب اونیکه حلقه دستشه !!
YerAlma
خو اینم یه آموزش تصویری در سطح کلاس اول ابتدایی که راحت و بی دردسر بفهمید:

Shoto
شـوتـو
همون طور که می بینید یکم کوتاهه!

Bokken
بـوکـن
همون طور که می بینید بلند تر از شوتو هست!
می شه گفت معمولیه!

katana
کـاتـانـا
همون طور که می بینید بلند تر از بوکن هست!
- خو اینم از درس امروز! چون مطلب یکم تجربیه، هیچ دلیلی بر درست بودن و یا غلط بودنش ندارم!
- حالا هی بگید بوکن از کدوم گوری میاد!
اینم یکی از کارهای "سفارشیم"! نه زیاد خوب و نه زیاد بد!
برای دیدن تصویر با سایز اصلیش لطفآ کلیک راست و View Image رو بزنید.

By Mobin Bokken
روزای قبل نوروز بحث سر اینکه مدرسه بریم یا نریم زیاده !
همین پریروز با بچه ها قرار گذاشتیم که دیگه نریم مدرسه !
شب ساعت 2
خوابیدم و صبح ساعت 8 بیدار شدم و دیدم کل اهل خونه خوابن ( عجیبه واقعا
!!) خب من هم رفتم سراغ PS2 که مدتی میشه دستم رسیده و داشتم GOW میزدم

یک
ساعت بعد که خونه خالی شده بود و من تنهایی داشتم با PS2 نارنین ور میرفتم
ییهو تلفن زنگ خورد ! شماره نا آشنا بود.از اونجایی هم که من شماره ی
بیشتر مخاطبین رو بلدم،شک کردم که نکنه شماره ی مدرسه باشه ؟!

و گوشی رو
برنداشتم.جالب اینجاست که گوشی هی داشت زنگ میخورد ! بعد یه ربع دوباره
صدای زنگ تلفن برخاست که بازم جواب ندادم !

خب همینجوری داشت گوشی زنگ میخورد که ییهو دیدم یکی از اعضای خونواده داره
در رو باز میکنه که وارد شه.سریع رفتم گوشی رو بهش دادم ! با پانتومیم بهش
فهموندم که اگه از مدرسه باشه بگه که من خونه نیستم و یه بهونه بیاره (الحق که تو بهونه آوردن مهارت زیادی داشت !)
و شد آنچه شد...
روز بعد آقای ناظم تو صف از خجالت بنده درومدن
سر این ماجرا خیلی حال کردم و همین جا میگم که اگه بشه بازم از این غلطا میکنم!
راجع به عنوان وبلاگ یه توضیح بدم.جریان از این قراره که نام مستعار من تو اینترنت سیب زمینی ــه
یکی دیگه از دوستان هم با نام Pipboy میگرده تو اینترنت.
Pipboy + Sib Zamini = Pipzamini 